تازه های سپهر
سلام فدات بشم الهی 
ببخشید گلم که یه مدت طولانی نشد بیام وبلاگت رو آپدیت کنم . این مدت سرمون حسابی شلوغ بود.
دختر عموی من از تهران اومده بود که تو طبق معمول کلی خودت رو تو دلشون جا کردی.
کلی هم ازت عکس گرفتن . حدود یه هفته ای حسابی دورت شلوغ بود . فکر میکردم امروز که تنها میشی حسابی نق میزنی ، اما دیدم آقا تر از این حرفایی گل پسرم
قربونت برم که هر روز باهوش تر و باهوش تر میشی! امروز زنگ آیفون رو زدند که جنابعالی مثل همیشه با ذوق دویدی سمت آیفون و با اشاره از من خواستی که بغلت کنم بعدش هم که رو به در نگاه میکردی ببینی کی از در میاد تو!
از کلماتی که یاد گرفتی بگم : صدای کلاغ و ببعی و پیشیه و هاپوو
بابایی رو به وضوح میگی مامان رو هم میگی ولی کمتر از بابا
سیب رو یاد گرفتی آب و به رو هم که خیلی وقته یاد گرفتی.
دیروز بردمت تاب و سرسره توی یه فضای سبز که کلی ذوق کردی و وقت برگشتن کلی باهام دعوا کردی که چرا بیشتر بازی نکردی!
نزدیک عید نوروزه و همه حال وهوای عید رو گرفتن . مغازه ها هم که آهنگ های شاد میزارن دیروز تو دو تا مغازه شروع کردی به رقصیدن
و فروشنده ها هم کلی واست ذوقیدن! نکن اینکارا رو آخرش چشمت میکنن هااااااااا!![]()


تازه های سپهر
