سپهرسپهر، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

آسمون زندگی مامانی و بابایی

عیدت مبارک پسر گلم

سلام عزیز دل مامانی امشب شب نیمه شعبانه و من و تو تو خونه تنهایی با همدیگه جشن میگیریم   آخه امشب باباییت تا دیر وقت سرکاره . بنده خدا دوست داشت مرخصی بگیره ولی من نذاشتم . گفتم برو مثل یه مرد برای آینده زنگیمون کار کن و من تو هم قول دادیم مثل یه مرد خونه بمونیم و غر نزنیم  تازه قراره روز عید هم خونه بمونیم سه تایی با هم خلوت کنیم   قربون گلکم برم من که اینقدر مظلومه و اصلن مامانشو تا حالا اذیت نکرده عیدت مبارک پسرم . مواظب خودت باشیا ناقلا   ...
25 تير 1390

تو ذوقمون خورد

سلام موشمول موشمولا خوبی پسرم؟ دیشب کامپیوتر خراب شد ومن نتونستم وبلاگت رو به باباییت نشون بدم . کلی خورد تو ذوقم ولی اشکال نداره دعا کن زود درست بشه که اگه دیگه نیومدم سرکار از تو خونه بتونم بیام سراغت پسرگلم اینقدر دلمون واست تنگ سده که حد و وصف نداره پلا دیشب انگاری داشتی سکسکه میکردی راستشو بگو ببینم یواشکی من چی خورده بودی   گلکم مراقب خودت باش یه روز سر صبر میام و تمام خاطراتتو مینویسم مواظب خودت باش مامانی     ...
23 تير 1390

بالاخره تونستم برای گل پسرم وبلاگ درست کنم

سلام مامانی عشقم امیدم بالاخره تونستم برات یه وبلاگ درست کنم   خیلی خیلی خوشحالم عشق مامان عزیز دلم الان شما 16 هفته و سه روزه که تو دل مامانت جا خوش کردی و به زندگی مامانی و باباییت رونق دادی گل پسرم من به خاطر شما تا آخر این ماه یعنی تیر بیشتر سرکار نمیرم چون سلامتی تو برام از همه چیز مهمتره و دکتر گفته اصلا نباید بشینم عشق مامان مواظب خودت باش     ...
22 تير 1390