سپهرسپهر، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

آسمون زندگی مامانی و بابایی

تب

سلام عزیز دلم . میدونم که دیگه نباید ازت بپرسم دماغت چاقه ؟ آخه تو این مدت حسابی وزن کم کردی . یه سرماخوردگی سختی سراغت اومده بود که گوش درد شدید داشتی و حدود5 روز تب داشتی. از بس حالت بد بود حاضر نبودی یک لحظه ازم جدا بشی و اینقدر تن و بدنت رو بهم میچسبوندی که تبت بالاتر میرفت و من مستاصل تر میشدم . یه دوره آنتی بیوتیک ده پانزده روزه رو باید مصرف کنی تا مطمئن بشیم حالت خوب شده . جوجه من شب آخری که تبت بالا بود من مثل دیوانه ها از ساعت سه تا پنج صبح بالا سرت گریه میکردم . یه لحظه فکر نبودنت اومد سراغم و خواب رو از چشمم گرفت. ساعت پنج صبح اومدم سراغ نت و دیدم واسه گوش درد نوشته چند قطره روغن زیتون بچکونید توی گوش و منم فی الفور همین کارو کرد...
21 شهريور 1392

طلای من

سلام قربونت برم من پسر مهربونم تازگی اینقدر با لبای خوشگلت غرق بوسه ام میکنی که واست ضعف میکنم و میخوام یه لقمه ی چپت کنم. جوجه من حدودا یک ماهی میشه که دیگه شیر مادر رو نمیخوری البته شیر پاستوریزه هم نمیخوری  مامانی من خیلی نگرانتم . چند وقت پیش که بردمت چکاپ آقای دکتر گفت توی دوماهه اخیر فقط صد گرم وزن گرفتی . البته غذا خوب میخوری ها ولی ماشالا از بس ورجه وورجه میکنی همش آب میشه .من جدا نگرانم ونمیدونم واسه ت چیکار کنم   دکتر واست یه شربت زینک نوشته که لب نمیزنی و اون اوایل با هزار مکافات بهت میدادم اما از بس اذیت میشی و اذیت میکنی بیخیالش شدم .  پسر قشنگم روز شنبه میخوام واست دنبال مهد کودک بگردم تا ا...
7 شهريور 1392

سلام سلام صبح بخیر

سلام قربونت برم من الهی که اینقدر شیرین شدی. یه مدت فرصت نکردم بیام سزاغ وبت و حالا اصلا یادم نیست چی میخواستم واست بنویسم.   جوجه طلایی اول از شعرایی که یاد گرفتی بگم : گنجشک لالا ، گربه من نازنازیه ، حسنی ما یه بره داشت، یه روز آقا خرگوشه ،گل گل گل اومد ، شامپو گلرنگ ، تولد تولد ، اگه جای تو بودم ، پایین سنگ و بالا سنگ ، چشم چشم دو ابرو ،و سوره های حمد و  اخلاص و البته صلوات    بزن دستو به افتخار پسر باهوش من .عاشق شعر خوندنی و خیلی توجه میکنی و بعد دو سه بار خوندن به راحتی آخراشو واسم میگی. تازگی ها خیلی شیطون شدی . همش میخوای بازی کنی و سرگرم باشی و فقط کافیه من کار داشته باشم کلی نق میزنی بهم .  &...
27 مرداد 1392

انفجار واژگان

سلام قربون اون زبون شیرینت برم من الهی ،گل پسرم ، قند عسلم. آخرش یه روز درسته قورتت میدم حاشو میبرم. از اونجاییکه در هفته اخیر کلمات قلمبه سلمبه زیادی  ازت شنیدیم لذا آقای پدر محترم دلشون واست غش میره و با کلی ذوق و شوق پا به عرصه خونه میذارن! هر چند شیرین زبونی های حضرتعالی هنوز مسبب زود اومدن آقای پدر نشده و من وشما کماکان با همدیگه در خانه به سر میبریم. یه روز ظهر که باباییت تازه از خواب بیدار شده بود دویدی بالای سرشو میگی سلام سلام ، صبح بخیر !  پریشب گذاشتمت روی پام و در حین دیدن فیلم داشتم میخوابوندمت یهو میبینم واسه خودت داری لالایی میخونی : گنجیشک لالا ، آمد دوباره مهتاب بالا . کل این جمله رو بد...
2 مرداد 1392

18 ماهگیت مبارک عسلم

سلام قربونت برم من . عزیزکم چند روزی از 18 ماهگیت میگذره و من فرصت نکرده بودم بیام وبتو آپ کنم . تا امروز که خوابیدی و انگار قصد بیدار شدن هم نداری. نازنینم دیگه شمار کلماتی که بلدی از دستم رفته . با اون زبون شیرینت همه رو عاشق خودت میکنی . دیروز با خاله رفته بودی مزون تا اومدم پیشت دیدم داری بلند بلند میگی گناااااااااااااااااز پریروز هم سر ناهار بابایی که تشکر کرد شما هم بلافاصله گفتی مامان مرسی. آخه فدااات بشم نمیگی من از دستت غش میکنم نمکدوون. واکسن 1.5 سالگیت رو هم زدیم و خدا رو شکر به خیر گذشت البته خیلی اذیت شدی ولی دیگه تموم شد. جوجه یک ماهی که میرفتم ایروبیک نزدیک خونه مادرجوونی حسابی بهشون وابسته شدی اما ح...
11 تير 1392

ویروس لعنتی

سلام عزیزم قربونت برم جوجه ریزه میزه من که با این مریضیت ریزه میزه تر شدی . عزیز دلم از جمعه ظهر که از خواب بیدار شدی شروع به (گلاب به روتون) استفراغ کردی . بدیش این بود که خیلی هم از رفلکسش میترسیدی و گریه میکردی و ملتمسانه منو صدا میکردی. بعداز ظهر با بابایی و خاله زری رفتی دکتر و من که شستم از آمپول خبردار شده بود  ترجیح دادم بمونم ، آخه جوجه من اصلا طاقت گریه هاتو ندارم. هرچند تو خونه مادرجوونم همش با خودم میگفتم اشتباه کردم باهاتون نیومدم. تازه از دکتر که برگشتی دل پیچه گرفتی و از بغل من بغل هیچ کس نمیرفتی . شب با اینکه واست شیاف استامینوفن گذاشتم با از دل پیچه بیدار شدی و چنان به خودت میتابیدی که اشک منم درآوردی. اسه...
27 خرداد 1392